هنوز هم مانند سال‌هاي اول...
نگاهي به نمايشنامه‌خواني و مسير طي‌شده‌اش در مشهد

هرچند سال‌هاست كم و بيش شاهد آثاري با عنوان نمايشنامه‌خواني در كشور هستيم اما به‌دليل گسترش بي‌حد و حصرش در چند سال اخير، بايد به جرئت آن را پديده دهه‌ هشتاد تئاتر كشور و بخصوص مشهد دانست.
اينکه اولين خوانش‌ نمايشنامه در مشهد و خراسان رضوي در چه‌ سالي و توسط چه کسي انجام شده، هيچ معلوم نيست ولي به‌زعم برخي صاحبنظران تئاتر، اولين جرقه‌هاي نمايشنامه‌خواني در مشهد در اولين دوره جشنواره نمايشنامه‌خواني از رمضان سال 1383رقم خورد و با استقبال بي‌نظير از سوي هنرمندان به‌خصوص تئاتر مشهد مواجه شد و نويد آن‌ را داد كه سال‌هاي با رونقي را به همراه داشته باشد.
اما از آن سال كه حدود 15 نمايشنامه در هنرستان تئاتر سينماي شمايل -كه موسسه خصوصي به‌شمار مي‌آمد- خوانش شد تا امسال كه هفت‌دوره از آن با متولي‌هاي مختلف برگزار شد، آثار مكتوب نمايشي بسياري قرائت گرديد. ابتدا اين 7دوره برگزاري جشنواره در سطح مشهد بود اما بعد از چند سال، گستره استاني پيدا كرد، هنرمندان جوان بسياري اين عرصه را تجربه كردند و آثار مكتوب بسياري را كه مجال اجراي آنان نبود، مورد خوانش قرار دادند. اغلب اين جوانان، فعاليت جدي در عرصه تئاترشان را با خوانش نمايشنامه آغاز كردند.

اين هنرمندان جوان كه اغلب هنرجو بودند تا هنرمند، در مسير جوياي‌نامي در عرصه‌ پر‌طمطراق تئاتر، بدون هيچ آگاهي از اين هنر به‌طور غريزي متني را انتخاب كردند، گروهي را تشكيل دادند و بدون هيچ اطلاعي، كاري توليد ‌كردند و در نهايت به‌ يك ‌نكته ختم شد؛ كلي آدم بي‌اطلاع از تئاتر يا بهتر بگوييم كلي آدم بي‌اطلاع از نمايشنامه و خوانش بدون اينكه بخواهند به خود زحمت بدهند و با اين هنر برخورد علمي كنند، بالا آمدند.
...حالا بعد از چند سال وقتي به عقب برمي‌گردم، 6دوره برگزاري جشنواره با دبيرهاي مختلف، صدها خوانش نمايشنامه، صدها آدم كه دوست دارند در بدنه تئاتر شهرشان سهم داشته باشند را مي‌بينم، اما بعد از گذشت 7سال هنوز هم مانند سال‌هاي گذشته به‌طور غريزي به سمت يك متن مي‌رويم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول قرائت درستي از متن نداريم. چون هنوز هم مانند سال اول نمي‌دانيم چگونه با يك نمايشنامه برخورد كنيم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول نمي‌توانيم به يك تحليل محتوايي اصولي برسيم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول، غريزي و بدون منطق بازيگر را به سمت متن هدايت مي‌كنيم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول هيچ تعريفي از كارگرداني نمايشنامه‌خواني نداريم. چون هنوز هم مانند همان سال‌هاي ابتدايي برگزاري جشنواره نمايشنامه‌خواني نمي‌دانيم نمايشنامه‌خواني چيست و خوانش اصولي يك متن بايد برچه اساسي شكل گيرد. چون هنوز هم مانند دوره‌هاي ابتدايي شكل‌گيري نمايشنامه‌خواني، تكليف اين هنر كه از گونه‌هاي هنر‌هاي نمايشي محسوب مي‌شود و يا از شاخه‌هاي ادبيات نمايشي، روشن نيست. برگزاري جشنواره كه در همان ابتدا با شعارهاي مختلف آموزشي، كارش را آغاز كرده، اكنون بدون در نظر گرفتن مباحث آموزشي به يك آمار دردناك تبديل شده است. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول فكر مي‌كنيم بعد از گذر 6 سال، زود است كه كنار هم بنشينيم و به آسيب‌شناسي اين هنر و رويدادش بپردازيم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول بر اين نظريم كه در اين حوزه هيچ آسيبي وجود ندارد. چون هنوز هم مانند سال‌هاي گذشته فكر نكرديم ريشه اين گسترش روز‌افزون جوانان علاقه‌مند به نمايشنامه‌خواني چيست؟ چون هنوز مانند همان سال‌هاي گذشته خوشبين هستيم كه بدون هيچ برنامه و برنامه‌ريزي بلندمدتي، نمايشنامه‌خواني‌مان رشد خواهد كرد. چون هنوز مانند سال‌هاي اول به پيام و پيام‌هاي ريشه‌هاي موج جوانان نمايشنامه‌خوان فكر نكرديم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول فكري به‌حال آناني‌كه با دلشان نمايشنامه مي‌خوانند نه با عقل‌ -يا بهتر بگوييم با فكرشان- نكرده‌ايم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول هيچ‌ بستري براي آموزش يا فكري‌ كردن اين موج ايجاد نكرده‌ايم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول فكر مي‌كنيم هنرجوي عشق سرعت در تئاتر مشهد را كه مي‌خواهد يك شبه ره صد ساله را طي كند، مي‌توانيم بدون ايجاد دغدغه يادگيري يا بدون به‌وجود آوردن آن، به كلاس‌هاي آموزش نمايشنامه‌خواني بكشانيم. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول، بر اين نظريم كه ايجاد فرهنگ يادگيري و همچنين احساس نياز به كسب مسائل آموزشي دردي از درد‌هاي جدول آماري تئاتر را برطرف نمي‌كند. چون هنوز هم مانند سال‌هاي اول، تئاتر ما تئاتر بي‌چيزي است. چون هنوز هم مانند همان سال‌هاي اول برگزاري جشنواره با اينكه حق مي‌دهيم كه جوانان حق دارند تئاتر كاركنند اما باز هم كيفيت را فداي كميت مي‌كنيم.
به هرحال «نمايشنامه‌خواني» هنر با اهميت و بسيار احساسي است. از اين منظر كه هدف اصلي آن برمبناي قرائت صحيح بوده است و باتوجه به اينكه مديران هنري و به‌خصوص تئاتري به مشكلات كيفي اين هنر واقف هستند اما هيچ‌گاه هيچ كنشي دربرابر اين مشكلات از خود نشان ندادند و هيچ كلاس آموزشي پيرامون «اكت‌خواني»، «قابليت‌هاي يك متن براي خوانش»، «ويژگي‌هاي يك اثر خوانشي» و ديگر مسائل علمي، به‌عنوان موضوعات اصلي نمايشنامه‌خواني برگزار‌نكرده‌اند. با بالابردن سطح سواد علمي هنرمندان اين عرصه نه‌تنها سطح كيفي آثار جشنواره بالا مي‌رود؛ بلكه سطح هنر نمايشنامه‌خواني هم بالا مي‌رود. چون تمام كساني كه در جشنواره‌هاي نمايشنامه‌خواني متقاضي شركت بود‌ه‌اند يا در اين رويداد حضور داشته‌اند، در طي سال در پاتوق‌ها و كانون‌هاي مختلف تئاتر در اين زمينه فعاليت مي‌كنند.

بنابراين با توجه رشد سريع نمايشنامه‌خواني و با وجود قدمتي 7ساله جا دارد، مسئولان نگاه جدي‌تري به مقوله آموزش اين هنر -كه حلقه مفقوده آن است- داشته باشند، هرچند امسال برگزاري كارگاه آموزشي با حضور استاد نصرا... قادري در حاشيه جشنواره هفتم به گوش مي‌رسد و اين مهم را بايد به فال نيك گرفت اما باز هم فقط برگزاري اين كارگاه براي هنر رو به رشد نمايشنامه‌خواني كافي نيست. پيشنهاد مي‌شود كه براي آثار راه‌يافته به جشنواره، شوراي مشورتي تشكيل شود. يك شوراي فني و علمي كه به نمايشنامه‌خواني آگاهي كامل داشته باشد.
به هرحال در هفتمين سال برگزاري اين جشنواره، اميدواريم -به تقدس اين عدد –نمايشنامه‌خواني‌مان علمي شود تا در اين زمينه هم در كشور حرفي براي گفتن داشته باشيم.