بحران درام نويسي براي دفاع مقدس
بحران درام نويسي براي دفاع مقدس
عليرضا اسدي- نمايشنامه به عنوان اولين زيربناي توليد نمايشي همواره از اهميت و ارزش به سزايي برخوردار بوده است. چه آنكه هر زمان اين پايه و اساس فرايند دراماتيك بر مولفهها و عناصر قدرتمند و قاعدهدار بنا شده باشد درام ستونهاي ساختارش بر بسترهاي مطمئنتري بنا خواهد كرد و با اطمينان بيشتري فرايند پرداخت و توليد را خواهيم پيمود و به نتيجه خواهد رسيد و بالعكس.
اينك با نگاهي آسيب شناسانه به وضعيت تئاتر دفاع مقدس، ضعف درام نويسي را در اين عرصه مي توان به عنوان مهمترين معضل پيش روي مورد بررسي قرار داد و به تحليل گذاشت. بحران نمايشنامه و درام نويسي تئاتر دفاع مقدس از همان ابتداي شكل گيري اين گونه نمايشي در كشور يعني نخستين سالهاي جنگ تحميلي – بروز نموده و تا به امروز سايه سنگين خود را همچنان بر ژانر جنگ و دفاع مقدس گسترده دارد.
بيشتر متون نمايشي كه در طول دوران هشت ساله دفاع مقدس (1367-1359) در اين حوزه نگارش يافته اند به پيروي از شرايط حاكم بر جامعه داراي بار تبليغاتي مفرطي بودند كه البته مي توان آن با توجه به ضرورتهاي دوران طبيعي قلمداد نمود.
در آن برهه از دوران بسياري از آثار با حس و حالي شاعرانه، علاوه بر تهييج مردم جهت مشاركت در عرصه نبرد، در ميادين جنگ نيز رسالت تقويت و روحيه رزمندگان را ايفاء مي نمودند اما با خاتمه جنگ تحميلي انتظارات از تئاتر دفاع مقدس رنگ و شكل ديگري پيدا كرد.
با تغيير كاركرد اين گونه نمايشي و راه يافتن مستقيم زواياي پيدا و پنهان جنگ و نيز تبعات گسترده آن كليه شئون اجتماعي به صحنه، تئاتر دفاع مقدس پيش از پيش مورد توجه قرار گرفت.
از سوي ديگر با توجه به تغيير ذائقه و گرايش مخاطبان در اين دوران ، نياز به شناسايي هوشمندانه اين تغييرات امري بديهي مي نمود كه تا حدودي نيز صورت پذيرفت. به همين تناسب درام جنگ يا ادبيات نمايشي دفاع مقدس بايد بخشي از مناسبات موجود در اجتماع را در ارتباط با كاركردهاي دراماتيك ژانر بر مي تابيد. تصور اينكه هنر تئاتر دوران به تناسب ديدگاه ها و تاثيرات اجتماعي، مسير جديدي پيدا كند نيز كاملاً قابل تصور بود. با اين وجود نمايشنامه نويسان اين عرصه جز در موارد معدود، در خلق و ارائه آثاري در خور و شايسته توفيق چنداني حاصل ننمودند. شايد بتوان عدم آشنايي آنان با ابعاد جنگ، بحرانهاي ناشي از آن و بروز تاثيرات سوء آن بر اجتماع كه گاهاً ممكن است تا سالها پس از خاتمه جنگ نيز به طول انجامد را به عنوان مهمترين دليل اين ناكامي و عدم توفيق برشمرد. تئاتر هنري است كه همواره در طول تاريخ با انعكاس روحيات نهفته در نهاد بشر و نيز واقعيت هاي موجود در اجتماعات انساني قوام و دوام يافته و اغلب آثار جاودانه اين عرصه با پرداخت عميق و تحليل موشكافانه رفتار و رخدادها ماندگار شده اند. رويكردي كه از سوي درام نويسان دفاع مقدس چندان جدي گرفته نشد و به همين دليل اغلب آثار توليدي با نگرشي يك سويه، سطحي و معمولاً عاري از هر گونه عمق و بعد به مخاطب عرضه شده است. رسيدن به تحليل درست مستلزم شناخت صحيح جنگ تحميلي و ابعاد مختلف آن به عنوان برهه اي از تاريخ از يك سو و تبعات ويرانگر و دامنه دار اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و ... آن از سوي ديگر مي باشد .تحقيق و پژوهش بهترين راهكار جهت رسيدن به تحليل منطقي و واقعي است. عدم توجه به عنصر تحقيق و پژوهش همواره در نمايشنامه هاي دفاع مقدس و اصلاً كليت نمايشنامه نويسي در ايران مشهود بوده و باعث ضعف در ايده، شخصيت و نيز دوري از مناسبات حقيقي دوران جنگ گرديده است گاهي هم تصورات و ذهنيات واهي و غير واقعي برخي نمايشنامه نويسان فاصله زيادي با افقهاي اصلي تئاتر دفاع مقدس دارد. بايد در ترسيم رفتارها، برخوردها و اتفاقات نمايش به واقعيات تكيه نمود. اتفاقات بسيار ثبت شده و نشده در طول جنگ تحميلي دستمايه بالقوه گرانمايه اي محسوب مي شوند كه با پرداختن به آنها مي توان آثار درخوري ارائه داد پس بي گمان نه تنها شناخت جنگ و ابعاد آن براي درام نويسان اين عرصه ضروري است بلكه از عوامل مهم برون رفت از شرايط نه چندان مقبول فعلي نيز به حساب ميآيد كه در نهايت به ارضاء مخاطب جستجو گر و ريزبين امروز نيز خواهد انجاميد. تحقق اين امر تا حدود زيادي ضعف در پردازش شخصيتهاي دفاع مقدس را نيز مرتفع خواهد ساخت. شخصيتهايي كه بدون توجه به عناصر مربوط به خلق شخصيت در درام ظهور مي يابند و بدون تاثيرگذاري مطلوب نيز فراموش مي شوند. اكثر اين شخصيتهاي شعارزده و غير قابل باور زاييده بي توجهي نويسندگان اين عرصه به وجود روانشناسانه و جامعه شناسانه آدمهاي جنگ و در نظر نگرفتن خصوصيات فردي، علايق شخصي، افكار عميق و نهايتاً ابعاد وجودي آنها از هر نظر مي باشند. پرهيز از شعار، گذر از سطح و تلاش جهت ارائه شخصيتهاي عميق و انديشمند مي تواند هويت واقعي انسانهاي از خود گذشته دوران جنگ و فلسفه فداكاري ها و رشادت هاي آنها را بيش از پيش نمايان سازد. بي شك شخصيتهاي معناگرا و حقيقت محور رسوب بيشتري بر ذهن مخاطب گذارده و ماندگارتر خواهند بود .
نكته مهم ديگري كه در خصوص ضعف متون دفاع مقدس مي توان به آن اشاره كرد محدوديتها و انقباضات معين شده پيرامون آن دانست، خلاقيت و نوآوري ويژگي جدايي ناپذير تمامي هنرهاست . نمايشنامه نويسي دفاع مقدس زماني مي تواند اثر قابل دفاع و ماندگاري ارائه دهد كه با تكيه بر واقعيات، نيروي خلاقه خويش را به كارگيري نمايد! بي ترديد چنانچه نويسنده آزادي عمل خود را در بروز انديشه هايش از دست دهد نمي توان توقع و انتظار چنداني از او داشت و يقيناً مخاطب با اثري شعارزده، كليشه اي و عاري از هرگونه تصوير خلاقانه و حتي حقيقي روبه رو خواهد شد. هنرمند تئاتر بايد با عبور از خط قرمزها و بايدها و نبايدهاي موجود به گستره وسيع تر و آزادي عمل بيشتري جهت بازگويي ناگفته هاي دفاع مقدس و تحليل ديدگاه هايش برروي صحنه دست يابد.
انتخاب طرح يا ايده مسئله مهم ديگري است كه درام نويس دفاع مقدس بايد توجه ويژه اي به آن داشته باشد. شنيدن نام تئاتر دفاع مقدس مجموعه اي از روايات كليشه اي و داستاني قابل پيش بيني و تكراري را به ذهن مخاطب متبادر مي نمايد. بنابراين نمايشنامه نويسان اين حوزه از تئاتر بايد با حساسيت و وسواس بيشتري اقدام به انتخاب طرحي نمايند كه از قوت لازمه برخوردار بوده و موقعيتهاي نمايشي قصه را در طول اثر به خوبي تجلي بخشد.
اميدواريم روزي برسد كه تئاتر دفاع مقدس به جايگاهي ارزشمند همچون تئاتر جنگ در ساير كشورهاي صاحب تئاتر دست يابد تا پاسداشتي نيز باشد بر رشادتها و شهامتهاي دليرمردان عرصه نبرد حق عليه باطل
مشهدتئاتر