نگاهي به مباحث سختافزاري هنري در سالي كه گذشت
عوامل مختلفي دست به دست هم ميدهند تا هنر، در همه زمينههاي خود، به رشد و پيشرف برسد. اگر ما با شعارهاي كشف استعداد و نيز پرورش فكري هنرمندان و غيره روبرو هستيم، اين شعارهاي بسيار زيبا هيچگاه در بدون وجود امكانات سختافزاري هنر در شهرمان به سرانجامي نخواهد رسيد. تالارهاي نمايش، سينماها، گالريها، فرهنگسراها، موزهها و غيره از جمله اين امكانات هست كه با احداث و ساماندهي آنها با توجه به پتانسيلهاي گسترده علمي و هنري بايد توجه شود. در اين مقوله نگاهي داريم به آنچه كه در سال 89 به امكانات سختافزاري هنر مشهد اضافه شده يا خواهد شد و البته سالنهاي هنري كه از دايره فعاليتهاي هنري خارج شده و يا خواهند شد و نيز پروژههايي كه در حال احداث و نيز آماده بهروري هستند.
عدم اهميت به امكانات آموزشي
مشهد از ديرباز به عنوان پايگاهي ارزشمند در عرصه فرهنگ شناخته شده است. اگر چه تاكنون مشهد چهرهاي تاريخي در زمينه هنر معرفي نكرده است، ولي خطه خراسان، هنرمندان نامآوري را در خود پرورش داده كه براي مركز استان هم اعتباري محسوب ميشود. بارگاه ملكوتي امام هشتم(ع) و حكيم بلند آوازه ايران، فردوسي به مشهد موقعيتي منحصر به فرد از نظر فرهنگي بخشيده و آن را داراي اعتبار ويژهاي كرده است. با وجود اين مشهد از بارزترين نماد فرهنگ و هنر يعني نهاد آموزشي هنر در مقطع دانشگاهي محروم است و حتي مراكز آموزشي و آموزشگاههاي مناسبي در زمينههاي مختلف هنري ندارد.
در سال 89 بيش از سالهاي گذشته، مباحث آموزشي هنر بهخصوص تاسيس دانشگده هنر در مشهد در رسانههاي خراسان مطرح شد. دانشگاه هنر بهعنوان مركز راهبردي در كنار ساير نهادها ميتواند به تربيت افراد متخصص و ساماندهي امور هنري شهرمان كمك شاياني كند. در شهري كه بسياري از آموزشگاهها و مراكز آموزش هنري، دروس هنري را بهصورت آكادميك و پيشرفته ارائه نميكنند. چون بسياري از مدرسان و متخصصان آموزش هنر، حاضر به تدريس در اين مركز كه فاقد حداقل امكانات آموزشي هستند نخواهند بود، در نتيجه بهدليل كمبود نيروهاي آموزشي مجرب و توانمند، مديريت، ناگزير از سود بردن از همان نيروهاي اندك در پستهاي غيرتخصصي ميشوند. رشد و پيدايش هنرستانها، آموزشگاهها، موسسات هنرهاي تجسمي و تصويري و فرهنگي گواه بر نياز شديد مشهد به ساماندهي امور فرهنگي و هنري اين شهر است و مهاجرت دانشجويان براي ادامه تحصيل به تهران و تبريز و اراك و بوشهر خود نمونههايي ديگر از ضرورت تاسيس دانشكده هنر در مشهد است. نبود دانشكده هنر در دانشگاه فردوسي كمبود بزرگي است كه با توجه به شرايط اين شهر بزرگ توريستي، مذهبي، خلاء وجود آن بيش از گذشته احساس ميشود. آنچه اين ضرورت تأسيس را دو چندان ميكند، نياز محيط اين شهر به تخصصهاي آكادميك و پژوهشي در عرصه هنر است، زيرا وجود بارگاه ملكوتي امام رضا(ع) و جلب ميليونها توريستي كه هر سال به اين شهر سفر ميكنند ايجاب ميكند فضاي شهري با پشتوانه يك محيط آموزشي و پژوهشي غني در عرصه هنر، زيباتر، اصوليتر و منسجمتر از هميشه باشد.
اميدواريم اين شرايط نامناسب آموزشي، مسؤولان را ملزم به بازنگري در تصميمات آينده خود كند تا با نگرش عميقتر، بر اساس واقعيات موجود به تأسيس دانشكده هنر در اين شهر اقدام كنند و به وجود دانشكده هنر در شهر نيشابور با چند رشته محدود هنري -كه در سال 78 تاسيس شده- اكتفا نكنند. البته دانشنكده هنر نيشابور كه برخي آن را براي آموزش آكادميك هنر در خراسان رضوي كافي ميداند، پس از تبديل نام، بهمجتمع آموزش عالي نيشابور، بهتدريس در رشتههاي ديگري مانند فيزيك زبان انگليسي و باستانشناسي را هم سرلوحه كار خود نيز قرار داد. بنابراين نميتوان پز داشتن دانشكده هنر در خراسان را داد، هرچند در چند سال پيش طرح تبديل مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) به مجتمع آموزش عالي هنر به عنوان مقدمات دانشگاه هنر از سوي مرحوم حسان صحتي –كه در آن زمان مدير مجتمع امام رضا(ع) بود- ارائه و تا حدي هم پيگيري و نامهنگاري شد اما با خارج شدن او از اين سمت، بحث تاسيس اين پروژه هنري منتفي تلقي شد.
بهرحال اگر به پرورش استعدادهاي هنري شهرمان ميانديشيم، در يك پروژه آسيبشناسانه -بعد از چند سال بررسي- تاسيس دانشكده هنر را سرلوحه برنامهريزي مديريتي قرار دهيم و دست به ساماندهي آموزشگاههاي هنري در سطح شهر مشهد بزنيم كه برخي از آنها بيشتر شبيه بنگاه اقتصادي هستند تا يك مركز آموزش هنر.
كاهش آمفيتئاترها
اكنون موجودي امكانات سختافزاري تئاتر مشهد، به يك سالن ميرسد كه حكايت از كاهش سالنهاي تئاتر در مشهد دارد و مابقي سالنهاي تئاتر در مشهد -كه هركدام متعلق به يك نهاد ميباشد- يا از فعاليتي در اين زمينه دور شدهاند و يا در اين زمينه خيلي كم فروغ گشتهاند كه در اين نوشتار بهطور گذرا بهبرخي از آنها خواهيم پرداخت.
تاريخ هنر اين شهر بهخصوص تئاتر و سينما بهما نشان داده كه امكانات سختافزاري بسيار مناسب، در بالا بردن آمار مخاطب بسيار موثر بوده و هست. مثال مهم -هرچند تكراري و كليشهاي- ميتواند روايت تالار تئاتر هلال احمر باشد و صفهاي طولانياش. از آن زمان مشهد جمعيت 3برابر پيدا كرده اما تالار تئاتر هر چند افزايش پيدا كردهاند اما بعد از مدتي، خيلي راحت از بدنه تئاتر مشهد جدا شدهاند.
نزديك به دوسال است مجتمع فرهنگي هنري شهيد هاشمينژاد و تالار هنر از ماهيت خود، اجراي نمايش جدا شدهاند و تمام امكانات سختافزاري تئاتر مشهد فقط معطوف به سالن مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) شده و اين نگرانكننده است.
مجتمع فرهنگي هنري شهيد هاشمينژاد كه در سال 79 با اجراي نمايش «مدماه» اثر رضا صابري افتتاح شد، بعد از حدود10 سال با افتتاح تالار تئاتر مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) بهفراموشي سپرده شد. مجتمع شهيد هاشمينژاد با بيش از 400 صندلي و چند كارگاه بزرگ تمرين كه به مدت 15 سال در اجاره اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي است، قبل از موعد مقرر، متاسفانه از مسير توليد و اجراهاي تئاتر مشهد خارج شد و تئاتر اين شهر با تمام مشكلاتي كه درخصوص كمبود سالن تئاتر دارد، اين امكان را از دست داد. بدون شك وجود اين سالن تئاتر در اين دهه گذشته خدمات بسياري را در زمينه فرهنگي به مردم منطقه طلاب داشته است. اين مجتمع تا 5 سال ديگر بخوبي ميتواند مشكل تئاتر مشهد را مناطق جنوبي شهر مشهد و تاحدودي محروم –از جهت كمبود امكانات فرهنگي و هنري- دور كند. مجتمع فرهنگي هنري شهيد هاشمينژاد و نيز فرهنگسراي غدير با هدف محروميتزاديي تاسيس شده است. بهجرات ميتوان گفت كه سالن تئاتر مجتمع غدير از پايگاههاي فعال تئاتر در آن منطقه شهري است كه همواره براي اجراي تئاتر با استقبال بينظيري مواجه بوده است.
يكي ديگر از نكات عجيب تئاتر مشهد در سال گذشته، گرفتن تالار كوچك هنر بود كه با كوچ كانون هنرمندان خراسان به مجتمع امام رضا(ع)، از بدنه تئاتر مشهد جدا شد. نتيجه كار اين شد كه اين هنر از يكسري توليدات با شيوههاي خاص جدا شود. اين تالار مكاني براي تمرينات و اجراي نمايش و نيز برگزاري جشنوارههاي مختلفي چون نمايشنامهخواني بود كه الآن نيست و واقعا جاي اينگونه سالن در تئاتر مشهد خالي است. هر چند 2 سال است كه مديران هنري شهر قول افتتاح بلكباكسي را در مجتمع امام رضا(ع) دادهاند و قرار بود در آبانماه امسال در جشنواره بيستم تئاتر استاني افتتاح شود اما يك دفعه به مشكلات برقي و يا نداشتن درب خروجي و از اين موارد مواجه شد. اميدواريم اين سالن كوچك تئاتر مشهد كه مكان مناسبي براي بسياري از نمايشها با يك سري شيوههاي اجرايي است، زودي افتتاح شود.
بنابراين نميدانيم گرفتن سالن تئاتر مجتمع شهيد هاشمينژاد و تالار هنر از تئاتر مشهد با هدف محرميتزايي صورت گرفته يا محروميتزدايي؟ البته اين محروميت اكنون در تئاتر مشهد به صفر نرسيده است و با وجود تالار نوبنياد مجتمع امام رضا(ع) هنوز اجراي تئاتر در مشهد وجود دارد. هرچند رئيس سابق انجمن هنرهاي نمايشي خراسان رضوي در چند سال گذشته آنرا تئاتر شهر مشهد ناميد، ولي ميدانيم «تئاتر شهر» عنوان بزرگي است كه حداقل بايد داراي سه يا چهار سالن تئاتر باشد. بهرحال اين سالن تئاتر هم براي تئاتر مشهد نعمت بزرگي محسوب ميشود و اميدواريم در سال آينده به شكل ظاهري سالن انتظار آن اهميت داده شود.
همچنين جهاد دانشگاهي يا همان دانشكده ادبيات از گذشته -تا حدي- تاكنون به روند رو به رشد مسير از آموزش تا مراحل توليد واجرا در تمامي زمينههاي هنري نقش و نيز تاثير بهسزايي داشته و سالن دو طبقهاي فردوسي يكي از پاتوقهاي تئاتر مشهد بهشمار ميآمده است. گروه تئاتر «آپادانا» يكي از گروههاي بسيار فعال در تئاتر قبل از انقلاب محسوب ميشد كه با وجود هنرمندان توانمندي چون داريوش ارجمند، محمد مطيع و خسرو هوشيار و با حمايتهاي دكتر علي شريعتي، آثار ارزندهاي چون «بارديگر ابوذر» را در همين سالن فردوسي بهروي صحنه بردهاند كه از آثار ماندگار در تئاتر مذهبي مشهد به حساب ميآيد.
بهرحال تاريخ تئاتر مشهد، شور و نشاط تئاتر در تالار فردوسي جهاد دانشگاهي آن زمان را از حافظه خود پاك نخواهد كرد، هرچند با توجه بهاينكه چند نمايش از كمالالدين غراب در اين مكان به روي صحنه رفت اما ديگر از آن حال هواي تئاتر آن زمان در جهاد دانشگاهي كنوني هيچ خبري نيست.
يكي ديگر از سالنهاي فعال سالگذشته، آمفي تئاتر پرديس دانشگاه فردوسي بود كه هرگاه كانون تئاترش قوي كار كرده، صندليهاي اين سالن كمتر خاك خورده است. در سال 89 بهغير از چند نمايش مانند «خوان هشتم» اثري در اين سالن نرفت. هرزمان دانشگاه تئاتري براي اجرا داشته، مخاطب بسياري هم داشته است. مخاطب علاقهمندي كه همواره تئاتر حرفهاي مشهد حسرت داشتن آنرا ميكشد.
مجتمع فرهنگي هنري امام خميني(ره) با تاسيس كانون تئاتر و فيلم و برگزاري برنامههاي پرمخاطبي چون شبهاي تئاتر كه مخاطب بسياري را به سالن تئاترش ميكشاند –بهدلايلي كه ما هم آنها را نميدانيم- متوقف شد و ديگر از آن همه شور و نشاط خبري نيست. همچنين مديريت اين مجتمع به كمك موسسه آفرينشهاي هنري استان قدس رضوي و نيز كانون فكري و پرورشي كودكان و نوجوانان در آخرين روزهاي اسفندماه 88 مبادرت به برگزاري جشنواره تئاتر كودك و نوجوان در سطح شهر مشهد كرد و با شعار كشوري شدن اين جشنواره، داشت خود را بهعنوان پايگاه تئاتر كوك و نوجوان مطرح ميكرد كه اين مهم با برگزار نشدن دوره دومش در سال 89، بهعنوان يك طرح ناكام به خورجين طرح و برنامههاي ناكام ديگر هنري اين شهر پيوست. شايد دليل اين موضوع، به تغيير مديريت در موسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي و كانون فكري و پرورشي كودكان و نوجوانان خراسان رضوي در سال 89 برگردد. اما در اين راستا شهرداري مشهد كه در اين چند سال گذشته نشان داده كه به تئاتر بسيار علاقهمند است، سالن شهرآينده تئاتر را -در مجتمع كوهسنگي- را به تئاتر كودك اختصاص داد و در اين عرصه سرمايهگذاري كرد. هرچند اجراهاي اين سالن در نيمه دوم به همان دليل تغيير مديريت- افت كرد و ديگر از آن تبليغات گسترده و سالنهاي پرمخاطب خبري نبود. هنر فرهنگساز تئاتر براي تربيت نسل آينده و ايجاد فرهنگ تئاتربيني در آنها، نيازمند سالناختصاصي و البته دائمي براي تئاتر كودك و نوجوان براي شهرمان است. هرچند در سال 88 و تا حدودي 89 تماشاخانه اشراق از سالنهاي حوزه هنري خراسان رضوي به تئاتر كودك بهصورت منظم و مستمر ميپرداخت كه آن به دلايل كوچك بودن سالن و نداشتن نور مناسب در اينرابطه كم فروغ شد. در سال 89 بارها سخن از تغيير كاربري سالن اشراق به سالن تئاتر بهميان آمد كه با توجه به موقعيت مكانيبسيار عالياش ميتوانست يك پايگاه بسيار قوي در توليد و اجراي تئاتر در مشهد باشد اما اين مهم باز تحقق نيافت. اما از حق نگذريم اين تماشاخانه، پاتوق هفتگياش را در اين سالن راه انداخت و خوانش نمايشنامه و اجراي يكسري نمايشهاي كم حجم تر و كم دكور ترا اجرا كرد تا مخاطب خود را بعد از برگزاري بيش از 3 سال هنوز داشته باشد. نكته جالب توجه اينكه؛ تالار نور كه سالن اجتماعات است و مناسب برگزاري همايشهاست، امسال براي اولين بار يك تئاتري مذهبي را حمايت كرد و بهروي صحنه برد.
در پايان اين بحث به مديران هنري مشهد پيشنهاد ميكنيم تا مانند تئاتر پايتخت نام هر سالن را به نام يك هنرمند بزرگ تئاتر مشهد - براي ارج نهادن به زحمات آنان- نامگذاري كنند.
سال نوسازي و احداث سينماها
اگر در تاريخ سينماي كشور هم توروقي داشته باشيم، نميتوانيم از جايگاه سينماي مشهد -هم از لحاظ نرمافزاري و هم از لحاظ سخت افزاري آن- بگذريم. همين نكته براي اين ادعا كافي است كه اولين فيلم ايراني به نام «آبي و رابي» ساخته ميرازا ابراهيم صحاف باشي، هنرمند مشهدي بود كه هماكنون در باغ نادري به خاك سپرده شده است. همچنين مشهد در فضاهاي سينمايي نيز پيشرو بوده است. كتاب صدسال سينما در مشهد كه در سال 89 منتشر شد، به خوبي تاريخ اين فضاها را در مشهد تشريح كرده است.
سينما هويزه يا همان سينما «دياموند» سابق اولين سينماي مشهد و از قديميترين سينماهاي كشور بهشمار ميآيد. اين سينما هرچند در تغير صداي سينما تعمييرات اساسي كرده اما در بخشهاي ديگر هنوز تعميراتي صورت نگرفته است. هرچند روزنامهها در نيمه شهريورماه امسال خبر آماده شدن طرح ساخت ۵ سالن سينما با امکانات و تجهيزات مدرن در مجتمع سينمايي هويزه را دادند. بنابراين با گرفتن مابقي بودجه عمليات نوسازي اين سينما در سال 90 آغاز خواهد شد.
سينماهاي ديگر هم از لحاظ شكل از وضعيت مناسبي برخوردار نيستند. سينماي پرفروش آفريقا بخاطر دكوراسيون چوبياش خطر آتشسوزي تهديدش ميكند و مابقي سينماها هم از صندليهاي مناسب و امكانات مناسب ديگري برخوردار نيستند.
اما يكي از اتفاقات هنري سال 89، راهاندازي مجدد مجتمع سينمايي پرديس بهعنوان بزرگترين پروژه سينمايي شمالشرق كشور بعد از 11 سال بود.
اين مجتمع سينمايي داراي 6سالن نمايش است. از اين سالنها، 1سالن اختصاصي كودك و نوجوان،1 سالن نمايشي فيلمهاي خارجي و 4سالن نمايش مجهز به آخرين سيستمهاي نمايشي است و قابليت اكران كشوري همزمان 4فيلم را دارد. ظرفيت 4سالن هر كدام 300صندلي و ظرفيت 2سالن 1500 صندلي است.
برگزاري جشنواره فيلم فجر با 20 اثر جديد از سينماي ايران در سرماي سرد زمستان يخ بيتماشاگري سينماهاي ما را حدي آب كرد و قرار بود با مراسم اختتاميه اين جشنواره، سالن سينمايي شهيد اصغرزاده -در مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع)- افتتاح شود اما اين بار بدون اينكه مديري جابجا شود، بدقولي صورت گرفت. بههرحال افتتاح اين سالن شيك و مجهز ميتواند در اكران فيلمهاي بومي مشهد و استان به روند فيلمسازي در شهرمان كمك كند.
1 +13 نگارخانه
در كلان شهر مذهبي مشهد 13 نگارخانه وجود دارد كه با توجه بهگستردگي شهر مشهد -هم از لحاظ وسعت و هم از لحاظ جمعيت- و نيز با توجه به وجود آموزشگاههاي آزاد هنري و حضور طيف وسيع هنرمندان تجسمي و برگزاري جشنواره هنرهاي تجسمي ، ضرورت و نياز اينگونه مكان براي به تماشا گذاشتن آثار هنرمندان، بيشتر از گذشته حساس ميشود. لذا شهر مشهد، با توجه به اينكه نگارخانههاي موجود در يك فضاي جغرافياي مشهد متمركز شدهاند، نگارخانههاي ديگري را در تمام نقاط شهري نياز دارد.
اتفاق مهم سال 89، در اين زمينه، افتتاح نگارخانه سلطانعلي مشهدي در چارسوق هنر توسط مديريت هنري شهرداري مشهد بود كه زمزمههايي به گوش ميرسد كه يك نگارخانه ديگر در اين چارسوق به جمع نگارخانههاي مشهد اضافه گردد.
بهرحال نامگذاري نگارخانهها به نام هنرمندان مشهدي در رشتههاي مختلف هنري از اقدامات شايسته مديران هنري شهرمان است.
همچنين در پايان اين بحث ميتوان به تعمير و نوسازي نگارخانه اشراق در سال 89 اشاره كرد.
...و در نهايت چند پيشنهاد
پيشنهاد ميكنيم كه مديران هنري مشهد در سال نود تكليف و وضعيت مجتمع فرهنگي هنري بزرگي كه در آخر خيابان طالقاني در رضا شهر كه كلنگ آن در 7 سال پيش خورده است، مشخص كنند كه آن پروژه بزرگ اكنون در چه حالي است و ديگر اينكه پيشنهاد ميكنيم در زمان تخصيص بودجه از 200 ميليارد تومان بودجه فرهنگي، كمبود امكانات سختافزاري هنر در شهرمان را هم فراموش نكنند.
مشهدتئاتر