فرش قرمز زير پاي مردم

نگاه منتقدانه به انچه كه در طرح اجراي تئاتر براي مردم در مشهد اتفاق افتاد

 

يكم: شب‌هاي تئاتر، فصل‌هاي تئاتر، دوسالانه تئاتر و طرح 300شب اجراي تئاتر، عناويني بودند كه هريك در مقطعي از دهه80 با هدف رونق‌بخشي به اجراهاي عمومي تئاتر در مشهد برگزار شدند تا به قول دبيرانشان بتوانند چراغ تئاتر مشهد را روشن نگه دارند. برخي از آن‌ها موضوعي بودند و برخي هم از موضوع و ژانر خاصي پيروي نمي‌كردند. برخي از آن‌ها به استمرار تئاتر در مشهد كمك كردند، برخي هم بعد از پایان طرح تاثيري در علاقه‌‌مندكردن مردم و توجه مديران هنری نگذاشتند و در حد آمار و ارقام باقي ماندند. هدف‌ برخي از اين برنامه‌ها آشتي‌دادن مردم با تئاتر بود كه بعضي مواقع هم موفق شدند و برخي هم خالي‌بودن يا نبودن صندلي‌هاي سالن‌ها برايشان هيچ اهميتي نداشت. تمام آن‌ها فقط به جان‌گرفتن تئاتر بر روي سالن تئاتر خلاصه شد و هيچ‌وقت به جان‌گرفتن جريان عمومي تئاتر در طول سال تبديل نشد تا اينكه سال90، طرح اجراهاي عمومي تئاتر با عنوان تئاتر براي مردم، آغاز به كار خود را اعلام كرد.
دوم: طرح اجراهاي عمومي تئاتر درحالي در اواخر پاييز سال گذشته آغاز شد كه مشهد سال سرد و يخبنداني را در تئاتر پشت سر گذاشت و تا آن زمان فقط چند نمايش -آن هم از توليدات سال قبل- به روي صحنه رفتند. اين طرح با حكم نفس‌بخشيدن به تئاتر نيمه‌جان مشهد و با شعار مقدس تئاتر براي مردم پا به عرصه اجتماع تئاتردوست مشهد گذاشت. آنچه در ابتدا با بمباران رسانه‌اي همراه شد و توجه بيشتر آن‌هايي را كه تئاتر را دنبال مي‌كنند، توجه كرد، تفاوت برگزاري اين طرح با طرح‌هاي ديگر بود. مهم‌ترين تفاوت‌هاي اين طرح كه آن‌را از طرح‌هاي ديگر متمايز مي‌كرد، يكي برگزاري آن در دو فاز در دو زمان مختلف بود كه بيشتر سالن‌هاي شهر را درگير مي‌كرد و ديگري اجراي متنوع گونه‌هاي مختلف نمايشي.
سوم: هرچند برگزاري طرح اجراهاي تئاتر در دو فاز براي نخستين‌بار در تئاتر مشهد صورت گرفت، اما اين نوآوري در زمان‌بندي‌اش با تغييراتي همراه بود. در همين راستا با اتكا به سخنان دبير طرح، به اين بحث ورود پيدا مي‌كنيم كه در نشست خبري در پنجم دي‌ماه در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مشهد گفت: «اين طرح در دو بازه زمانی برگزار خواهد شد كه فاز اول از 9دی‌ماه90 آغاز و تا 13خردادماه91 ادامه خواهد داشت اما هنوز در حال برگزاري است- و پس از یک‌ماه تعطیلی فاز دوم از تیرماه تا پایان آبان‌ماه91 عملیاتی خواهد شد».
اين طرح با اجراي نمايش «دلبسته» آغاز شد كه قرار بود در ابتداي آذرماه به روي صحنه برود كه به دلايل مختلفي اجراهاي آن منتفي شد و درنهايت اجراي اين نمايش از هشتم دي‌ماه در قالب طرح اجراهاي «صاحبدلان» يا همان «حقيقت» در آمفي‌تئاتر مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) آغاز شد و تا ۲۲دي‌ماه هم ادامه يافت و تا 30دي‌ماه به‌عنوان نخستين نمايش اجراي عمومي تئاتر با موضوعات ارزشي، اجرا شد. بنابراين طرح بدون هيچ نقطه شروعي و حتي مراسم يا نشست كوچك افتتاحيه‌اي در سوت‌وكوري تئاتري، با اجراي اين نمايش آغاز شد و بعد از اين نمايش، حدود يك‌ماه نمايشي در طرح اجراهاي عمومي به روي صحنه نرفت كه اين توقف طرح با روح استمرار اجراي عمومي تئاتر به شدت منافات داشت. اما اجراي نمايش «سمن»، طرح را در مسير برگزاري دوباره انداخت. شروع برگزاري طرح با توجه به اطلاع‌رساني و تاكيد به شعار تئاتر براي مردم، شروع خوبي نبود. چون هيچ‌گاه مردم دوست ندارند درطرحي كه به نام آن‌هاست بي‌نظمي ببيند و در برنامه‌ريزي دچار سردرگمي شوند. به نوعي كه يك هفته تئاتر ببينند و يك ماه هم به هر دليلي از تماشاي اين هنر محروم باشند. در طول برگزاري طرح تئاتر براي مردم هم، متاسفانه بارها زمان و گاه مكان اجراهاي نمايش‌هايي كه بارها از طريق رسانه‌ها چگونگي برگزاری آن به گوش مردم -صاحبان اصلي تئاتر-رسیده بود- به هر دليلي- تغيير كرد. به‌طور مثال در خبرها آمده بود كه نمايش «ملكه موريانه» از سوم تا هشتم ارديبهشت در بلك‌باكس مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) اجرا خواهد شد اما اين نمايش با تاخير در تالار اصلي اين مجتمع به روي صحنه رفت. يا نمايش «راه‌رفتن بر روي ابرها» كه قرار بود در دهه دوم خرداد‌ به روي صحنه برود به دليل تمديد اجراهاي نمايش «من ايرجم پسر فريدون يا سه قطره خون روي برف» به زمان ديگري موكول شد. به نظر نگارنده هرچند بايد به استقبال مردم احترام گذشت اما اين موضوع دليل خوبي براي تغيير زمان نمايشي كه اطلاع‌رساني شده است، نمي‌باشد. چون مسئولان تئاتر اين شهر و مديران طرح مي‌توانستند به‌راحتي استقبال از نمايش «من ايرجم پسر فريدون...» را پيش‌بيني كنند و آن‌را به عنوان آخرين نمايش طرح در مرحله فاز اول اجراهاي عمومي قرار دهند و تا هر چند روز كه بخواهند به اجراهاي اين نمايش بيفزايند. نكته درخورتوجه براي همين نمايش، تغيير چندماهه زمان اجراي آن است. نمايش «من ايرجم پسر فريدون ...» در ابتدا قرار بود از 14 تا 26 اسفند‌ماه90 اجرا بشود كه متاسفانه چندماه بعد در ارديبهشت‌ امسال به روي صحنه رفت. هدف از بيان جابه‌جايي تاريخ‌ها اشاره‌‌ به اجراي نمايشي در تاريخ خاصي نيست، بلكه توجه به اين نكته است كه در برگزاري چنين طرحي كه يك سوي آن مردم هستند و سوي ديگر نمايش و زمان و مكان آن، به‌طور حتم نبايد پيش از برنامه‌ريزي، اطلاع‌رساني صورت گيرد. به‌هرحال اين ناهماهنگي‌ها، هم بي‌احترامي به اصحاب رسانه است و هم به جامعه هنري تئاتر و نيز مردم كه در سرما و در گرما، ياور تئاتر و اصحاب آن بوده‌اند.
بنابراين طرح در فاز اول برگزاري دچار بي‌نظمي شد و مسئولانش حتي به تاريخ شروع و پايان طرح كه اعلام كرده بودند، هم پايبند نبودند. اين مهم ما را به يك نكته مهم‌تر سوق مي‌دهد كه شايد مسئولان برگزاري، به اطلاع‌رساني ازسوي رسانه‌ها و تاثيرات آن در بين مردم اعتقادي ندارند كه درباره آنچه مي‌گويند جدي نيستند. اگر اين‌گونه مي‌انديشند ارسال اخبار نمايش‌ها و تبليغات محيطي و رسانه‌اي آثار به اجرا درآمده در طرح، به چه دلايلي صورت گرفته است؟

چهارم: اما يكي از ويژگي‌هايي كه مي‌توانست طرح اجراهاي عمومي تئاتر 90-91 را -همان‌طور كه گفته شد- از تمام طرح‌هاي اجراهاي عمومي مشهد متمايز كند، وجود چهاربخش در اين طرح بود. دبير طرح اجراهاي عمومي تئاتر مشهد در همان نشست با حضور خبرنگاران -5دي‌ماه- اعلام كرد:‌ «اين برنامه در چهاربخش طراحي شده‌ است و پيش‌بيني مي‌كنيم كه بتوانيم در اين طرح، 14نمايش صحنه‌اي در مجتمع‌هاي فرهنگي- هنري امام رضا(ع) و هاشمي‌نژاد، هلال‌احمر و شمايل، 10نمايش كودك و نوجوان در مجتمع فرهنگي- هنري امام خميني(ره) و سالن كودك و آينده و 14خوانش نمايشنامه در سالن‌هاي تئاتر مجتمع سلطانعلي مشهدي، پرديس دانشگاه فردوسي و دانشگاه امام رضا(ع) و نيز 28نمايش خياباني در محيط‌هاي باز مجتمع‌ها و اماكن فرهنگي اجرا كنيم».


اما از اين ميان، فقط شاهد اجراهاي نمايش‌هاي صحنه‌اي بوديم و هيچ خبري از 14خوانش نمايشنامه، 10نمايش كودك و نوجوان و نيز هيچ اجرايي در زمينه تئاتر خياباني نبود و حتي بارها درباره پنج‌خوانش نمايشنامه با محوريت امام هشتم در دانشگاه امام رضا(ع) اطلاع‌رساني شد اما اين برنامه هم هيچ‌گاه به مرحله اجرا نرسيد. اما در زمينه محل‌هايي كه براي اجراي نمايش عنوان شد، به غير از مجتمع‌ فرهنگي- هنري امام رضا(ع)، هيچ نمايشي در هيچ يك از آن سالن‌ها به روي صحنه نرفت، ولي بعدها مجتمع فرهنگي هنري امام خميني(ره) و مجتمع پرديس دانشگاه فردوسي به مجتمع امام رضا(ع) اضافه شد تا بتوانند ميزبان اجراهايي از تئاترهاي اين طرح باشند. اما آنچه باعث بي‌نظمي در طرح اجراهاي عمومي شد، اعلام اجراي برخي از نمايش‌ها مانند «بدون خداحافظي» در سالن بلك‌باكس مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) در رسانه‌ها بود كه هيچ‌گاه به سرانجام نرسيد. متاسفانه از آبان89 تاكنون بارها خبر افتتاح يا اجراي نمايشي در اين سالن رسانه‌اي شده و متوليان تئاتر هر بار، به‌راحتي از اين مهم گذشته اند. به‌طور حتم در نوشتاري جداگانه به مجتمع فرهنگي هنري امام رضا(ع) كه در اين طرح عنوان «تئاتر شهر» را گرفت، مفصل خواهيم پرداخت.
پنجم: طرح اجراي عمومي تئاتر مشهد براي كسب موفقيت‌هاي بيشتر به طراحي برنامه‌هاي جانبي نيز پرداخت كه برخي از آن‌ها مانند تشكيل كانون تماشاگران، برگزاري نمایشگاه تخصصی کتاب تئاتر، برگزاري نشست‌هاي نقد و بررسي، انجام نظرسنجي و اعلام نتايج آن در زمينه‌هاي مختلف نمايش به‌خوبي انجام گرفت -هرچند هريك از آن‌ها از لحاظ كيفي جاي بحث‌ونظر دارد- اما برخي از برنامه‌هاي جانبي هم مانند برگزاري چهارنمايشگاه عكس تئاتر مشهد يا تجليل از پيشكسوتان و فعالان تئاتر مشهد هيچ‌گاه جامه عمل نپوشيد. اما يكي از برنامه‌هاي خوب كه سبب افزايش انگيزه هنرمندان تئاتر شد، تقدير از گروه نمايش‌هايي بود كه در شب اجراي هنرمندان انجام مي‌گرفت. بررسي كامل نكات مثبت و منفي تمام برنامه‌هايي كه در اين طرح برگزار شد يا نشد، در محدوديت اين نوشتار نمي‌گنجد اما بي‌شك برگزاري نشست‌هاي آسيب‌شناسي طرح اجراي عمومي تئاتر مشهد با تمام جزئيات و كلياتش مي‌تواند راه‌گشاي برگزاري طرح‌هايي باشد كه هر سال با مشكلات بسياري مخاطبان فهيم تئاترشاهد آن ها هستند. بنابراين جاي اين‌گونه نشست‌ها در كنار نشست‌هاي رسانه‌اي در تئاتر مشهد خالي است.
ششم: بدون شك آنچه به سالن‌هاي تئاتر رونق مي‌بخشد، توجه به ذائقه عموم مردم در شكل‌گيري آثار طرح اجراهاي عمومي است. به نظر مي‌رسد چندين برابر مهم‌تر از هنر به سالن‌‌كشاندن مردم و علاقه‌مندكردن آن‌ها به هنر جذاب تئاتر، هنر حفظ مردمي است كه جان و دلشان را به اين هنر در شهرمان سپردند. بنابراين تماشاگر -به‌عنوان يكي از عوامل رشد‌دهنده- تا زماني با تئاتر همراه مي‌شود و در برنامه‌ريزي زندگي خود جايي براي اين هنر باز مي‌كند كه آنچه مي‌بيند قوي و خوب باشد و به نوعي احساس نكند كه به شعورش توهين شده است. برخي از نمايش ها در اين طرح براساس آنچه آمار استقبال مي‌گويد- به شدت بي‌نظير بودن و رشد تئاتر مشهد را مي‌رساند و برخي هم به‌شدت ضعيف بودند و علامت سوال بزرگي براي تماشاگران اين طرح به‌وجود آوردند كه به چه دليل كيفيت‌ نمايش‌ها اين‌قدر نوسان دارد؟ چرا نام برخي از اين نمايش‌ها بايد در برنامه اجراهاي اين طرح مشاهده شود؟ آيا براي ارزش‌گذاشتن به مخاطبي كه هم در زير ‌باران و تگرگ و برف و هم در گرماي جان‌فرساي سالن تئاتر امام رضا(ع) پابه‌پاي تئاتري‌ها نفس مي‌كشد، نبايد انقلابي در كيفيت آثار نمايشي مشهد به‌وجود آورد؟
هفتم:  هزينه‌كردن مردم براي تئاتر رويايي بود كه همواره بچه‌هاي زحمت‌كش تئاتر مشهد را به خود مشغول كرده بود كه به جرئت مي‌توان گفت، اين طرح از معدود برنامه‌ تئاتر‌هاي موثري بود كه فرهنگ بليت‌فروشي را تا حدودي ايجاد كرد و به‌نوعي تئاتر را در سبد هزینه خانوارها قرار داد. هرچند برنامه‌ريزي بيشتر، هماهنگي ميان مديران مختلف تئاتري، حمايت مادي و معنوي از تئاتر به‌طور‌حتم مي‌توانست از بي‌نظمي‌هايي كه عنوان كرديم جلوگيري كند و به طرح اجراهاي عمومي تئاتر مشهد رونق بيشتري بدهد. هرچند ايجاد فرهنگ تماشاكردن تئاتر در ميان مردم مشهد را به فال نيك مي‌گيريم، اما بايدبه اين نكته اذعان كرد كه تا وضعيت بسامان فروش بليت و استقبال بي‌نظير مردم فاصله زيادي داريم. ولي اميدواريم متوليان تئاتر مشهد صداي پاي مردم را كه در سالن‌هاي تئاتر مشهد به گوش مي‌رسد، بشنوند و براي آن‌ها كه در برف سنگين مشهد به سالن تئاتر مي‌آيند و براي علاقه خود و خانواده‌شان هزينه مي‌كنند، فرش قرمز پهن كنند. نگاه ويژه‌ مردم به تئاتر رسالت مديران هنري مشهد، هنرمندان تئاتر، رسانه‌ها و... را بیشتر كرده تا هنر جذاب تئاتر بتواند به جريان مثمرثمري برسد. اين نوشتار مي‌خواهد با نيم نگاهي كه به اين طرح داشته است فضاي گفتگو را براي رشد جريان تئاتر براي مردم بيشتر باز كند و در همين راستا هر نظر و حتي جواب و جوابيه‌اي در اين زمينه براي روشن شدن اذهان عمومي را با جان و دل مي‌خرد.
جواد اشكذري